آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

240

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

ايرلند بود . وى ذهن شرلى را از خطر دائم امپراطورى عثمانى نسبت به جهان مسيحيت تحريك كرد و او را در رفتن به ايران ، كه رقيب عمدهء آل عثمان بود ترغيب نمود . » « 1 » آرى ، شرلىها كه مردانى ماجراجو بودند با چنين نياتى به ايران آمدند كه شرح ورودشان به ايران و نيز آنچه در ايران كرده‌اند ، همه را در اين سفرنامه خواهيم خواند كه اگرچه با رندى خاصى ، نويسندگانش كوشيده‌اند در بعضى موارد حقايق را كتمان كنند يا قلب كنند اما ما تا آنجا كه مجال باشد به ذكر پاره‌اى از آنها خواهيم پرداخت : 1 . در صفحه 51 نويسندهء جزء مطالب نوشتنى و قابل ذكر شستشو و نظافت مسلمين را نقل كرده است : « در حياط مساجدشان غالبا حوض بزرگى هست و روى آن خانهء كوچكى ساخته‌اند كه دو قسمت است . يك قسمت مخصوص زنها و قسمت ديگر مال مردها . در اينجا مرد و زن قبل از نماز سر و دست و بازو و پاهاى خود را مىشويند . » شستشوى سر و دست و بازوى مسلمانان و كلا نظافت آنها بيشتر از آن‌جهت جالب توجه است كه در همان ايام ، در اروپا ، حتى در كاخها اشراف و اعيان به‌طور مثال فرانسه ، از فرط استحمام نكردن ، بدنهايشان چنان بوى گندى در فضا پراكنده مىساخته كه براى خودشان نيز غيرقابل تحمل بوده و به‌همين جهت كاخ‌هاشان اغلب بىدر و پيكر بوده تا بوى گند بيرون رود .

--> ( 1 ) . تاريخ ديپلماسى ايران ، محمد على مهميد ، ص 85 .